قالب شعر فارسی

نازنین رجبی و مهشاد سعیدی

مقدمه

منظور از قالب یک شعر، شکل آرایش مصرع ها و نظام قافیه آرایی آن است. شعر به مفهوم عام خود نه در تعریف می گنجد و نه در قالب، ولی شاعران و مخاطبان آنها، به مرور زمان به تفاهم هایی رسیده اند و شکلهایی خاص را در مصراع بندی و قافیه آرایی شعر به رسمیت شناخته اند. به این ترتیب در طول تاریخ، چند قالب پدید آمده و ؛ شاعران کهن ما کمتر از محدوده این قالبها خارج شده اند. فقط در قرن اخیر، یک تحوّل جهش وار داشته ایم که اصول حاکم بر قالبهای شعر را تا حدّ زیادی دستخوش تغییر کرده است.

قالب شعر به شکل شعر گفته می‌شود که بر دو نوع است:
شکل ظاهری و شکل درونی (یا شکل ذهنی) و شکل ظاهری که شامل وزن یا بی‌وزنی، تساوی مصرع‌ها و یا کوتاهی و بلندی آنها، قافیه‌ها و صداها و حرکات ظاهری کلمه می‌شود.
قالب در شعر کلاسیک فارسی، شکل ظاهری است که قافیه به شعر می‌بخشد. طول هر مصرع، چیدمان هجاهای هر مصرع، تعداد ابیات، آرایش مصرع‌ها، قافیه آرایی آنها و حتی عاطفه انتقالی شاعر به خواننده دیگر عوامل تعیین کننده قالب ظاهری شعرند.

بیت

کمترین مقدار شعر یک بیت است.

مصراع

هر بیت شامل دو قسمت است هریک از این بخش ها یک مصراع نام دارد کمترین مقدار سخن موزون یک مصراع است.

وزن شعر

آهنگ خاصی که در تمام مصراعهای یک شعر یکسان است همان وزن شعر نامیده می شود.

ردیف

کلمات هم معنی و مستقلی که در پایان مصراعها عیناً تکرار می شود ردیف نام دارد. شعری که ردیف دارد (مردّف) خوانده می شود.

قافیه

کلمات هم آهنگ و هم وزن مصراعهای شعر را قافیه گویند.

 

ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود         وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود
قافیه   ردیف                                

 

قافیه اجباری و ردیف اختیاری است، ردیف همواره تابع قافیه است و بعد از آن می آید.


مصرّع

بیتی که هر دو مصراع آن قافیه داشته باشد مصرّع نام دارد.

قالب

شکلی که قافیه به شعر می بخشد قالب نام دارد. ( شعر سنتی قالب های متفاوتی دارد و شعر نیمایی (نو) قالب مشخصی ندارد.

قالب های شعری سنتی:

 

مثنوی

شعری است بر یك وزن با بیت های مصرع، كه هر بیت قافیه ای جداگانه دارد. و چون هر بیت دارای دو قافیه است آن را مثنوی ( مزدوج یا دوتایی) نامیده اند. شعری که در آن هر بیت قافیه هایی مستقل و جدا از ابیات دیگر داشته باشد مثنوی،یا دوگانی نام دارد.
مثنوی به سبب امکان نوکردن قافیه در هر بیت برای سرودن منظومه های بلند مناسب تراست. مثنوی از قدیمترین قالبهای شعر فارسی و مخصوص زبان فارسی است و در همه ادوار از آن استفاده می شده است.
موضوع مثنوی :
حماسی و تاریخی : شاهنامه فردوسی،اسکندر نامه نظامی
اخلاقی و تعلیمی: بوستان سعدی
عاشقانه و بزمی: خسرو شیرین نظامی، ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی
عارفانه : مثنوی معنوی مولانا، منطق الطیر، عطار نیشابوری


شکل گرافیکی قالب مثنوی:
-----------------*         ------------------*
-----------------+       -------------------+
-----------------#      ------------------- #
-----------------&      ------------------- &


و یا :
مثنوی را می توان به شکل زیر تصویر کرد:
......................الف     ...................... الف
...................... ب       ...................... ب
...................... ج        ...................... ج
...................... د         ...................... د


سرودن مثنوی از قرن سوم و چهارم هجری آغاز شده است که از بهترین مثنوی ها می توان به شاهنامه فردوسی، حدیقه سنایی، خمسه نظامی و مثنوی مولوی اشاره کرد.

مشخصات مثنوی :
1- تعداد ابیات مثنوی حداقل دو بیت است و حداكثر برای آن وجود ندارد.
2- مثنوی مناسب ترین قالب برای بیـان داستان ها و مطالب طولانی از جمله تواریخ و قصص است.
3- موضوع و درون مایه مثنوی حماسی، تاریخی، اخلاقی، تعلیمی، عاشقانه، بزمی و عارفانه است.
مشهورترین مثنوی سرایان عبارتنداز : فردوسی، نظامی، اسدی توسی، مولوی، عطّار، سعدی، سنایی، جامی، پروین اعتصامی و شهریار.

نمونه ای از مثنوی از بوستان سعدی
حکایت

یـکـــی گـربــه در خــانـه زال بــود           کـه برگشـته ایـــام و بـد حـال بـود
روان شد به مهمـان سـرای امـیــر           غلامان سـلطان زدند شـر به تـیــر
چکان خونش از استخوان می دوید           همی گفت و از هول جان می دوید
اگـر جسـتـم از دست این تـیـر زن            مـن و مــوش و ویـرانـــــه پـیــر زن

 

غزل

"غزل" در لغت به معنی "حدیث عاشقی" است. در قرن ششم که قصیده در حال زوال بود "غزل" پا گرفت و در قرن هفتم رسما قصیده را عقب راند و به اوج رسید. در قصیده موضوع اصلی آن است که در آخر شعر "مدح" کسی گفته شود و در واقع منظور اصلی "ممدوح" است اما در غزل "معشوق" مهم است و در آخر شعر شاعر اسم خود را می آورد و با معشوق سخن می گوید و راز و نیاز می کند. این "معشوق" گاهی زمینی است اما پست و بازاری نیست و گاهی آسمانی است و عرفانی.
ابیات غزل بین 5 تا 10 ییت دارد و دو مصراع اولین بیت و مصراع دوم بقیه ابیات هم قافیه اند.

شعری است بر یك وزن ویك قافیه به طوری كه مصراع اول بیت نخست، با همه ی مصراع های دوم ابیات دیگر هم قافیه باشد.
تذكر : نحوه ی تكرار قافیه در غزل همانند قصیده است.


موضوع غزل : درون مایه غزل عاشقانه، عارفانه یا آمیزه های از این دو است و یا مضمونی اجتماعی دارد. (بیان عواطف و احساسات وصف طبیعت یا گفت و گو از ایام جوانی)
پیدایش غزل : غزل در قرن 6 هجری قمری رواج یافت بدین گونه که تغزل قصاید به صورت قالبی مستقل درآمد و غزل نام گرفت.
محتوای غزل در آغاز عاشقانه بود سپس عارفانه (قرن 7 و 8) و بدنبال آن در دوره مشروطیت جنبه اجتماعی به خود گرفت. غزل در روزگار ما نیز همواره از قالبهای درجه اول و محبوب شعر فارسی بوده است.
تخلّص شاعری : شاعر در پایان غزل نام خود یا تخلص شاعری خویش را می آورد.
غزل سرایان بزرگ شعر فارسی: شهریار- هراتی. رهی معیری. صائب تبریزی. حافظ. سعدی. مولوی. سنایی غزنوی


شکل گرافیکی قالب غزل :
-------------------*       -------------------*
-------------------         -------------------*

و یا :
......................الف   ...................... الف
...................... ب    ...................... الف
...................... ج     ...................... الف


مشخصات غزل :
1- تعداد ابیات غزل حداقل پنج بیت و حداكثر دوازده بیت است. (گاهی غزل ها بیش از پانزده بیت هم یافت می شود.)
2- درون مایه و محتوای غزل بیان عواطف و احساسات، عشق و عرفان و گاهی هم مضمون اجتماعی می باشد.
3- بیت اوّل غزل را مطلع بیت آخر آن را مقطع گویند. (كه هر كدام اگر به خوبی مطرح شوند حسن مطلع و حسن مقطع نام می گیرند.)
4- در غزل تنوع مطالب ممكن است. (یعنی موضوع هر بیت می تواند با ابیات دیگر فرق داشته باشد.)
5- غزل از قرن ششم به وجود آمده است. (در واقع همان تغزل قصیده است) از آغاز پیدایش، عاشقانه و با ظهور سنایی عارفانه می شود.)
6- با ظهور انقلاب مشروطه، غزل مضمون اجتماعی نیز به خود می گیرد.
نكته : غزل عاشقانه را سعدی و غزل عارفانه را مولوی به اوج خود رساندند
حافظ كه سر آمد غزل سرایان شعر فارسی است، شیوه ی عاشقانه – عارفانه را به كمال رساند.
مشهورترین غزل سرایان عبارتنداز : حافظ، سعدی، مولوی، صائب تبریزی، عراقی، فرخی یزدی، رهی معیری، شهریار و...

فرق غزل و قصیده :
1- از نظر تعداد ابیات
2- درون مایه و محتوای
3- وحدت موضوع نكته : اگر شاعر بیت نخست مطلع غزل و قصیده خود را زیبا و دلپسند بیاورد، از آن به حسن مطلع تعبیـر می شود به طوری كه شنونـده برای شنیدن باقی سخـن تشـویق گردد.
نكته : اگر شاعر بیت آخر شعرش را ( معمولاً قصیده یا غزل ) به نحوی شیوا و دلنشین بیاورد كه به عنوان حسن ختام در روح شنونده و خواننده اثر نیك و خوش باقی بگذارد، از آن به حسن مقطع تعبیر می شود.

نمونه ای از غزل حافظ:

ای پادشــــه خوبـــان داد از غم تنهـــایـی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایـم گـــل این بسـتـان شـاداب نمی ماند
دریــاب ضـعـیـفـان را در وقـت توانــایـی
دیـشب گلـه زلفـش با بـاد همی کردم
گفتـا غلطی بگذر زیـن فکرت سودایـی
صد باد صبا این جا با سلسله میرقصـند
این است حریـف ای دل تا بـاد نـپیمـایـی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کـز دست بخواهد شـد پایـاب شکیبایـی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشـاد خـرامـان کـن تا بـاغ بیـارایـی
ای درد تـوام درمــان در بستـر نـاکـامـی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت مـا نقطـه تسلیـمیـم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکـر خـود و رای خـود در عالـم رنـدی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زیـن دایـره مینـا خونیـن جگـرم مـی ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبـارک بـاد ای عاشـق شیـدایـی

 

قصیده

شعری است که مصراع اول و مصراعهای زوج آن با هم هم قافیه است و تعداد ابیات آن از پانزده بیت بیشتر است (تا هفتاد و هشتاد بیت)
موضوع قصیده: غالباً ستایش، نکوهش وصف طبیعت با مسائل اخلاقی است.
هر قصیده چهار بخش دارد:
الف) تغزل : مقدمه قصیده است بامضامینی چون عشق، یاد جوانی و وصف طبیعت
ب) تخلص: رابطه میان مقدمه باتنه اصلی قصیده است.
ج) تنه اصلی: مقصود اصلی شاعر با محتوایی چون مدح،رثا، پند و اندرز، عرفان، حکمت و...
د) شریطه: دعای جاودانگی ممدوح در پایان قصیده است.
مطلع: بیت اول قصیده را گویند.
مقطع: بیت آخر قصیده را گویند. به گفته ای قصیده مهمترین قالب شعری است چون میزان قوت و توانمندی شاعر را در شاعری می سنجد.
قصیده سرایان بزرگ شعر فارسی: رودکی، فرخی سیستانی، منوچهری، ناصر خسرو، مسعود سعد سلمان، انوری، خاقانی قاآنی، ملک الشّعرای بهار، دکتر مهدی حمیدی، امیری فیروزکوهی، و مهرداد اوستا

شکل گرافیکی قالب قصیده همانند غزل است.

نمونه ای از قصیده
قصیده "بهاریه" فرخی شامل صد و بیست و پنج بیت و در مدح سلطان محمود غزنوی است که برای نمونه ابیاتی از آن نقل می شود:

بهار تازه دمید، ای به روی رشک بهار
بیـا و روز مـرا خـوش کـن و نـبیـد بیـار
همـی بـه روی تـو مانـد بهـار دیبا روی
همـی سلامت روی تـو و بقـای بهــار
رخ تـو بـاغ مـن است و تـو باغبـان منی
مده به هیچکس از باغ من، گلی، ز نهار!
به روز معرکه، بسیار دیده پشت ملوک
به وقت حمله، فراوان دریده صف سوار
همیشه عـادت او بـر کشیـدن اسـلام
همیشـه همت او نیست کـردن کفـار
عطای تو به همه جایگه رسید و رسد
بلنـد همـت تـو بـر سـپهـر دایـره وار
کجـا تواند گفتن کس آنچه تـو کردی
کجـا رسـد بـر کـردارهـای تـو گفتـار؟
تو آن شهی که ترا هر کجا شوی، شب و روز
همـی رود ظفـر و فتـح، بر یمیـن و یسـار
خـدایگـان جهـان بـاش، وز جهـان برخـور
به کام زی و جهان را به کام خویش گذار


طول قصیده از 15 بیت تا 60 بیت می تواند باشد.

 

دوبیتی

قالب شعری است که از دو بیت با قافیه هایی در مصراعهای اول،دوم و چهارم درست شده است.
- وزن دوبیتی: وزن دوبیتی معمولاً مفاعیلن،مفاعیلن، مفاعیل است و با رباعی فرق دارد.
- روش تشخیص رباعی از دو بیتی : 1- وزن 2- موضوع
- دوبیتی را در فارسی ((ترانه)) هم می گویند.
- موضوع دوبیتی : موضوع دوبیتی عارفانه و عاشقانه است.
- دوبیتی را بهترین قالب شعری در نزد روستاییان خوش ذوق و خوش لهجه است.
- معروفترین شاعران دوبیتی گو: بابا طاهر عریان و فایز دشتستانی
- شکل گرافیکی قالب دوبیتی :  دو بیت هم وزن است كه از نظر شكل قافیه همانند رباعی است.


نمودار دوبیتی :
..................*     ......................*
..................        ....................*
نمونه:
ز دست دیده و دل هر دو فریـاد                هر آنچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجـری نیشش ز فـولاد                زنـم بـر دیـده تا دل گـردد آزاد


رباعی

"رباعی" از کلمه ی "رباع" به معنی "چهارتایی" گرفته شده است.
"رباعی" شعری است چهار مصراعی که بر وزن "لاحول و لاقوة الابالله" سروده می شود.
سه مصراع اول رباعی تقریباً مقدمه ای برای منظور شاعر هستند و حرف اصلی در مصراع چهارم گفته می شود.
قالبی ویژه­ ی شعرهای ایرانی است که چهار مصراع دارد و معمولا مصراع سوم آن قافیه ندارد. محتوای رباعی­ها بیشتر عارفانه، عاشقانه یا فلسفی است. خیام بزرگ­ترین رباعی سرای جهان است.


شکل رباعی
------------×           ------------×
------------             ------------×

نمونه هایی از رباعی:
هـر سبزه که بر کنـار جویی رسته است           گویـی ز لب فرشتـه خویـی رسته است
پـا بـر سـر سبـزه تـا بـه خـواری نـنـهـی            کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است

(خیام)

 

ترجیع بند

غزل­ هایی است هم وزن با قافیه ­های متفاوت که بیت یکسان مُصرَّعی آن­ها را به هم می­پیوندند. به هر غزل یک «خانه» یا «رشته» و به بیت تکراری میان آن­ها «ترجیع» یا «برگردان» می­گویند.
قالب ترجیع بند ویژه­ی شعر فارسی است. درون مایه ­های ترجیع بند عشق، مدح و عرفان است.


شکل ترجیع بند
------------×       ------------×
------------        ------------×
------------       ------------×
------------#
------------#
------------+    ------------+
------------       ------------+
------------      ------------+
------------#
------------#
نمونه ای از ترجیع بند از دیوان سعدی
دردا کـه بـه لب رسید جانـم ----- آوخ که ز دست شد عنانم
کس دید چو من ضعیف هرگز ----- کز هستی خویش در گمانم
پـروانـه ام اوفـتــان و خیــزان ----- یـکـبـار بـسـوز و وا رهـانــم
گـر لطف کنی به جـای اینـم ----- ور جـور کـنـی سـرای آنــم
بنشینم و صبــر پیش گیــرم ----- دنـبـالـه کـار خـویـش گـیــرم
زان رفتـــن و آمـدن چگـویــم ----- می آیی و می روم من از هوش
یـاران به نصیحتم چه گویـنـد ----- بنشین و صبور باش و مخروش
ای خام، من این چنین در آتش ----- عیبم مکـن ار بـرآورم جـوش
تا جهد بود به جـان بکوشـم ----- و آنگه به ضـرورت از بـن گـوش
بنشینم و صبـر پیش گـیــرم ----- دنبـالـه کــار خـویـش گـیــرم
ای بـر تـو قبـای حسن چالاک ----- صـد پیرهـن از جدائیـت چاک
پیشت به تواضع است گویی ----- افـتــادن آفـتــاب بــر خــاک
مـا خاک شویـم و هـم نگردد ----- خـاک درت از جـبـیـن مـا پاک
مهـر از تـو توان بریـد هیهـات ----- کس بر تو توان گزید حاشاک
بنشینم و صـبـر پیش گیـرم ----- دنـبـالـه کـار خـویـش گـیــرم


مستزاد

شعری است که به آخر هر مصراع آن واژه یا واژه­ هایی افزوده شود. افزوده­ های معنی مصراع پیشین و یا پسین خود را کامل می­ کنند.


هرکه گدای در مُشکوی توست          پادشاست
شه که به همسایگی کوی توست     چون گداست

 

قطعه : شعری است حداقل دو بیت که معمولا مصراع­های زوج آن هم قافیه است. محتوای قطعه بیشتر اخلاقی، اجتماعی، آموزشی و تعلیمی، مدح و هجو است.


شکل قطعه
------------    ------------×
------------    ------------×
------------    ------------×
------------    ------------×

 

"قطعه" شعری است که معمولاً مصراع های اولین بیت آن هم قافیه نیستند ولی مصراع دوم تمام ادبیات آن هم قافیه اند. طول قطعه دو بیت یا بیشتر است.
قطعه را بیشتر در بیان مطالب اخلاقی و تعلیمی و مناظره و نامه نگاری بکار می برند. قدیمی ترین قطعه ها مربوط به ابن یمین است و از بین شاعران معاصر پروین اعتصامی نیز بیشتر اشعارش را در قالب قطعه سروده است. پروین اعتصامی مناظره های زیادی در قالب قطعه دارد از قبیل مناظره نخ و سوزن، سیر و پیاز و......

شکل تصویری قطعه به شکل زیر است:

علت اسم گذاری قطعه این است که شعری با قالب قطعه مانند آن است که از وسط یک قصیده برداشته شده باشد و در واقع قطعه ای از یک قصیده است.


نشنیـده ای کـه زیـر چـنـاری کـدو بـنـی ----- بررست و بردمیـد بر او بـر، به روز بیست
پـرسـیـد از چـنـار کـه تـو چـنـد روزه ای؟ ----- گفتا چنـار سال مـرا بیشتـر ز سی است
خندید پس بدو که من از تو به بیست روز ----- برتر شدم بگوی که این کاهلیت چیست؟
او را چـنـــار گـفـت کــه امــروز ای کــدو ----- بـا تـو مـرا هنـوز نـه هـنـگـام داوری است
فـردا کـه بـر مـن و تـو وزد بـاد مـهـرگـان ----- آنگه شود پدید کـه نامرد و مـرد کیست!!!

(انوری)
 

مُسَمَّط

شعری است که از رشته ­های گوناگون پدید می­آید. قافیه­ ی رشته­ ها متفاوت است و در هر رشته همه­ ی مصراع­ ها به جز مصراع آخر هم قافیه­اند. به هر بخش رشته می­گویند و به مصراع آخر هر رشته، بند گویند. در ضمن تمام بندها با هم هم قافیه می­باشند.
شکل مسمط
------------+ ------------+         
------------+ ------------+ رشته
------------+ ------------# بند   
------------× ------------×         
------------× ------------× رشته
------------× ------------# بند